بیکرانگی

وبلاگ دکتر وحید سهرابی فر

بیکرانگی

وبلاگ دکتر وحید سهرابی فر

سلام
* این وبلاگ دریچه ای است به جهانی که من در آن زندگی می کنم، یعنی جهان افکارم. بنابراین هر بحثی که در آن مطرح می شود، به مانند یک فرایند در حال تکامل است و در روندی که طی می کند ممکن است دچار تغییر و تحول شود.
* حضور شما در این جهان و اشتراک افکار و نزدیک کردن افق های نگاه به یکدیگر، از عمده ترین دلایل ایجاد این وبلاگ است.
* "سرگشته" و "بیکرانگی" دو واژه ای هستند که در ذهن من جایگاه خاصی دارند، و از وبلاگ قبلی ام با من همراه بوده اند.
وحید سهرابی فر

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۱۴ مطلب با موضوع «اجتماعی» ثبت شده است

در تیرماه برای شرکت در یک دوره گفتگوی ادیان با موضوع صلح، به مدت سه هفته در ژنو سوییس بودم. این دور از گفتگوی ادیان با حضور نمایندگانی از سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام از چهار قاره آسیا، اروپا، آمریکا و آفریقا برگزار شد.  میزبان این دور از گفتگوها شورای جهانی کلیساها بود. سایت شورای جهانی کلیساها، مصاحبه ای از بنده گرفته که ترجمه گزیده ای از آن را در ادامه می بینید:



وحید سهرابی فر دانش‌آموخته حوزه علمیه قم است. او پس از تحصیل در حوزه علمیه، تحصیلات خود را در دانشگاه ادیان و مذاهب در شهر مقدس قم ادامه داده است. وی سال گذشته از پایان‌نامه دکترای خود با عنوان "پیامدهای مدرنیته برای دین و معنویت: بررسی انتقادی دیدگاه چارلز تیلور" دفاع کرده است.





سهرابی فر از شورای جهانی کلیساها بابت برگزاری این دور گفت‌وگوی بین الادیانی تشکر می‌کند. او می‌گوید: «پیش از آغاز این دوره، منتظر یک جمع متکثر و مختلف بودم و افراد دعوت‌شده واقعاً چنین فضای متنوعی را پدید آورده بودند. افراد از آسیا، آفریقا، اروپا و آمریکای شمالی و از سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام در این دوره شرکت کرده بودند و هرکدام از یک بافت ویژه بودند که ترکیب غنی‌ای را تشکیل داده بود. موضوعات متنوعی در این دوره موردبحث واقع شد. یکی از محورهای اصلی، مقایسه متون مقدس ادیان در موضوعاتی چون مواجه با خداوند، پذیرش غیر، مسئله زنان و ... بود. از دیگر مسائل اصلی، موضوع صلح ازنظر ادیان مختلف بود.»

سهرابی فر معتقد است که آنچه ازاین‌گونه گفت‌وگوها می‌توان آموخت، کرامت و زیبایی‌ای است که خداوند در وجود هر انسانی نهاده است و این کرامت در تمام انسان‌ها وجود دارد. اگر ما پیروان ادیان مختلف این کرامت ذاتی را درک کنیم، آن‌گاه می‌توانیم زندگی مسالمت‌آمیز بر اساس احترام متقابل داشته و شاهد صلح بیشتر میان ادیان باشیم.


* لینک مصاحبه در سایت شورای جهانی کلیساها

** لینک مصاحبه در سایت دانشگاه ادیان و مذاهب 


  • وحید سهرابی فر



دینداری در دوران مدرن دچار تغییرات بسیاری شده است. تحلیل و بررسی این تغییرات یکی از مهم‌ترین موضوعات دین‌پژوهی به شمار می‌آید. در میان متفکران مختلف که در این زمینه نظرورزی کرده‌اند، چارلز تیلور (فیلسوف اجتماعی برجسته) به بررسی خاستگاه و ریشه‌های مدرنیته همت گمارده است. وی از طریق این بررسی‌ها به پیامدهایی پرداخته که مدرنیته برای دینداری داشته است. در این نشست به بررسی انتقادی دیدگاه تیلور خواهم پرداخت.

  • وحید سهرابی فر

 

تصور عمومی این چنین است که مدرن شدن مستلزم غربی شدن است. بر این اساس، فردی که در پی ایده های نوین است و دغدغه ی سوال ها و پاسخ های جدید را دارد، در اذهان بسیاری، متاثر از غرب تلقی می شود. اما آیا واقعا چنین است؟

ایده پردازی های نسبتا جدید در مورد مدرنیته، این تصور رایج را مردود می داند. به طور مثال ساموئل آیزنشتاد(2000)، از «مدرنیته های متکثر[1]» سخن می گوید. از نظر او این چنین نیست که مدرنیته صرفا یک الگو داشته باشد و رهبری این الگو هم به دست اروپا باشد بلکه امروز شاهد گونه های مختلفی از مدرنیته هستیم؛ گونه هایی که هر کدام ویژگی های خاص خودشان را دارند.

اگر گوهر اصلی مدرنیته را تفکر انتقادی بدانیم، این ایده/ارزش در شرایط مختلف می تواند نتایج متفاوتی داشته باشد. پیشینه تاریخی و تجارب زیسته در کنار مسائل فرهنگی و دینی از جمله عواملی هستند که موجب می شوند شاهد مدرنیته های مختلف باشیم. جالب آنکه یکی از  ایده های مهم در فرهنگ مدرنیته غربی، ایده «اصالت» است. بر طبق این ایده، هر فرد بایستی بر اساس فهم خود زندگی کند و تلاش کند تا خویشتن خویش را تحقق بخشد. شیوع این نگاه را در فیلم ها، رمان ها، مشاوره ها به وضوح می توان دید. با این حال آنچه که معمولا در مورد اصالت مغفول می ماند، سطح دیگری از ایده اصالت است. بر اساس ایده اصالت، نه تنها هر فرد بایستی زندگی اصیل داشته باشد، بلکه هر جامعه نیز بایستی نسخه اصیلی از خودش باشد و نه یک کپی از جامعه دیگر! هر جامعه بایستی مسائل اصلی (و نه مسئله نماها) خود را بیابد و برای حل آنها تلاش کند. نه مسئله و نه حل آن، اموری وارداتی نیستند و یک جامعه اصیل، جامعه ای است که در این دو حیطه، اصیل باشد.

با در نظر داشتن این نکته، بایستی میان دو مفهوم غربی سازی و مدرن سازی، تفاوت قائل شویم. غربی سازی در واقع ساختن یک نسخه بدل بی کیفیت از غرب است در حالیکه مدرن شدن به معنای پویایی و تفکر انتقادی در سنت خویشتن است؛ حرکتی که موجب بارور شدن اندیشه و حل بسیاری از مسائل جامعه ما خواهد شد.

  • وحید سهرابی فر

سخن نسنجیده

۲۳
مرداد

چند روز قبل با تعدادی از دوستان، سفری دو روزه داشتم به اطراف فیروزکوه (تنگه واشی). مناظر بسیار زیبایی در آنجا وجود دارد. اگر تا به حال به آنجا سفر نکرده اید، دیدنش توصیه می شود.

ما در گوشه ای بساط خود را پهن کرده بودیم و در تدارک ناهار بودیم که ناگهان خود را در میان انبوه گوسفندان دیدیم که برای چرا آمده بودند. دیدن تعداد زیاد گوسفندان و صحنه ای که چوپان به دنبال آنها می دوید، مرا به یاد مثل "گوسفند گم شده" از عیسی (ع) در انجیل انداخت و شروع کردم به تعریف کردن آن برای دوستانم که در انجیل، عیسی (ع) مثل توبه کاران را چنین بیان میکند که همچنان که اگر چوپانی صد گوسفند داشته باشد و یکی از آنها از گله جدا شود و گم شود، چوپان آن 99 گوسفند را رها می کند و در پی آن یک گوسفند می رود و پس از یافتن آن، گوسفند را بر دوش خود سوار میکند و خوشحال باز میگردد و این گوسفند در نزد او عزیزتر از دیگر گوسفندان می شود، خداوند نیز فرد توبه کار را چنین ارج می نهد. (مشروح روایت را می تواند در لوقا، 15: 1-8 بخوانید) نقل قول من هنوز تمام نشده بود که یکی از دوستان بلافاصله گفت: "این نوع داستان ها برای این ترویج می شود که افراد را به اباحه گری و بی اهمیت دانستن گناه، سوق دهد." واقعیتش خیلی در ذوق من خورد مخصوصا که به نظرم پاسخ نسنجیده دوستم از آن رو بود که در نقل قول من کلمه «انجیل» را شنیده بود. واگرنه در سنت اسلامی ما نیز مواردی مشابه این وجود دارد و اصلا هم رواج اباحه گری تلقی نمی شود. بگذریم؛ دوست بنده، به خاطر عجله کردنش، یک مثال خوب را از دست داد، مثالی که می تواند زمینه ای برای تامل و تدبر شود و از آن استفاده های معنوی کرد.

این مشکل اما به دوست من محدود نمی شود و بسیاری از ما بیشتر از آنکه "بشنویم"، "حرف میزنیم" و بیشتر از آنکه "سوال کنیم"، "جواب می دهیم" و بیشتر از آنکه "فکر کنیم"، "راهکار ارائه میکنیم". جدای از اینکه این رویه باعث می شود که از بسیاری از سخنان ارزشمند محروم بمانیم، همچنین موجب می شود که افکار و ایده های ما نیز بسیار خام و نسنجیده شوند. چندی پیش یک جمله به ظاهر ساده را از یک متفکر (نام او را به خاطر نمی آورم) خواندم که جالب بود: "وقتی حرف می زنید، نمی توانید گوش بدهید"

  • وحید سهرابی فر

مسئله اخلاقی زیستن در میان قشر فرهیخته* بسیار مطرح می شود، بطوریکه اخلاقی زیستن به عنوان یک اصل مسلم تلقی می شود. این مسئله باعث می شود تا توقع رفتار اخلاقی از این قشر نیز بیشتر باشد. فارغ از اینکه واقعا مسائل اخلاقی چقدر در میان قشر فرهیخته ما رعایت می شود و چقدر تنها در حد گفته و نوشته باقی می ماند، برخی از مصادیق ساده ی اخلاقی بودن وجود دارد که رعایت کردن آنها چندان دشوار نیست، با این حال بسیار دیده شده که مورد غفلت واقع می شود. بسیار خوب است که این امور کم زحمت را به یکدیگر یادآوری کنیم. در اینجا می خواهم به دو نمونه اشاره کنم.

دانلود پی دی اف کتاب
بسیار دیده می شود که حتی در میان افراد فرهیخته، کتاب هایی را که در بازار یافت می شوند، به جای تهیه از فروشگاه ها، از سایت های دانلود کتاب، به دست می آورند. این در حالی است که در این روش، به روشنی حق نویسنده و ناشر ضایع می شود. یکی از بهترین سایت هایی که در حدود یک سال گذشته دیده ام و از به راه افتادن آن بسیار خوشحالم، سایت فدیبو است که کتاب های موجود در بازار را به صورت قانونی و با حفظ حقوق نویسنده و ناشر، به صورت الکترونیکی عرضه می کند. چقدر خوب است که کتابهای مورد نیاز خود را از آنجا تهیه کنیم.

دانلود موسیقی
این مورد هم بسیار شیوع دارد حتی در میان اهل اندیشه. اشکال فوق به روشنی در این مورد هم وجود دارد و لزوم رعایت حقوق تولید کنندگان اثر، مانع از دانلود آنها می شود. خوشبختانه در این زمینه هم یک سایت خوب وجود دارد به نام بیب تونز، که به ما امکان می دهد هر آلبوم یا آهنگ مورد علاقه را به صورت آنلاین و با قیمت کم، بخریم و از این طریق حقوق تولیدکنندگان را نیز پاس بداریم.
البته نمی توان انکار کرد که برخی از کتب خارجی و نیز برخی از محصولات فرهنگی خارجی، در ایران یا قابل خرید نیستند و یا به قیمت گزافی می توان آنها را تهیه کرد. آیا این سختی باعث می شود که ما اخلاقا ملزم به رعایت حقوق تولید کننده نباشیم؟ این سوال به نظرم نیازمند بررسی بیشتر است.
------------
* در مورد فرهیخته باید بگویم که اولا علی رغم ابهام واژه، مرادم معنایی عام است که شامل هر فرد اهل دقت و اهل مطالعه ای میشود. ثانیا انتخاب قشر فرهیخته هم از آن روست که در مقام سخن تاکید بلیغی بر زیست اخلاقی دارند واگرنه پر واضح است که زیست اخلاقی، هیچ اختصاصی به قشر فرهیخته ندارد.

  • وحید سهرابی فر


انسان ها در پس باورهای خود که در مورد آنها به بحث و گفتگو می پردازند، ارزش هایی بنیادین دارند که معمولا سخنی از آنها گفته نمی شود. بسیاری از اوقات، بحث ها در سطح ظاهری انجام می شود و به آن ارزش های بنیادین نمی رسد.  به طور مثال ممکن است بحثی میان دو نفر در مورد نحوه پوشش افراد در جامعه شکل بگیرد و فرد نخست مدعی آن باشد که باید در جامعه نحوه خاصی از پوشش وجود داشته باشد و همه از آن تبعیت کنند، در حالیکه فرد دیگر معتقد است نباید چنین قانون عامی وجود داشته باشد. این دو نفر ممکن است ساعت ها با یکدیگر به بحث بپردازند و برای مدعای خود دلایل مختلفی ذکر کنند و سرانجام به نظر مشترک نرسند. این تفاوت نظر از آن رو است که در بن اندیشه های فرد نخست، ارزشی وجود دارد که با ارزش های موجود در بن اندیشه های فرد دیگر متفاوت است. برای فرد نخست حفظ انسجام اجتماعی و تبعیت از آموزه های دینی دارای اولیت است و ارزش مهمتر محسوب می شود در حالیکه برای فرد دوم آزادی های فردی و اختیار عمل برای اشخاص، ارزش مهمتری محسوب می شود.

  • وحید سهرابی فر

خدای صامت

۰۵
ارديبهشت


گوشه ای نشسته بود و نگاه می کرد. گروهی در حال بحث در مورد "او" بودند. یکی پرسید جهان حادث است یا قدیم؟ دیگری گفت مگر می شود که جهان قدیم باشد، آن وقت که نعوذبالله می شود خدا! جهان حادث است. اساسا هر چیزی غیر از خدا حادث است. مرد دیگری که در حلقه بحث بود، گفت: اگر همه چیز حادث باشد، آن وقت باید زمانی بوده باشد که خداوند هیچ مخلوقی نداشته باشد و این با صفت فیاض بودن و خلاق بودن خداوند سازگار نیست، او در هر آنی حیات می بخشد و زندگی می دهد. بحث بالا گرفته بود و هر کدام برای مدعای خود، دلیلی می آوردند. "او" اما همچنان ساکت نشسته بود و از دور نگاه می کرد. پس از مدتی تصمیم گرفت این حلقه بحث را رها کند و گشتی در شهر بزند.

گذارش به مسجد افتاد، جایی که عده ی زیادی برای مناجات با "او"، هر روز به آنجا می روند. گروه زیادی نشسته بودند و فردی برایشان سخن می گفت. سخنران محترم در مورد مستحبات دهه اول ذی الحجه سخن می گفت و اینکه کدام نسخه از دعای عرفه معتبرتر است. همچنین اینکه چرا عرفه را عرفه نامیدند و چه حادثه ای در آنجا رخ داده است.

  • وحید سهرابی فر


در دنیای علم و دانش، می توان سه گروه را فرض کرد. گروه نظریه پردازان، گروه شارحان و در نهایت گروه ناقلان(1). این تقسیم بندی اولیه، می تواند در فهم بهتر فضای علمی و نیز جایگاه هر فرد در آن، به ما کمک کند.

همان طور که از اسامی مشخص است، گروه نظریه پرداز، در بالاترین سطح قرار دارد، این گروه مرزهای دانش را گسترش می دهد و پرده از نادانی ها بر می دارد. نظریات جدید ارائه می کند و یا اینکه به نقد نظریات پیشینیان می پردازد.

شارحان افرادی هستند که اگرچه نوآوری قابل توجهی در عرصه علم و دانش ندارد ولی آراء و نظریات علمی را به خوبی می دانند و فهم عمیقی از آنها دارند و می توانند با شرح و بسط آنها، این نظریات را به دیگران نیز بیاموزند.

گروه آخر، گروهی است که ناقلان آراء و اندیشه ها محسوب می شود. این گروه نه نظریه پرداز است و نه شارح اندیشه های علمی دیگران بلکه تنها به نقل شنیده های خود می پردازد. این نقل قول معمولا عاری از هر گونه تامل و ژرف اندیشی است و بیشتر متاثر از بزرگی و شهرت اسم هایی است که دیدگاه های علمی به آنها تعلق دارد. این گروه در فرایند مواجه خود با مباحث علمی، هیچ امر اصیلی از خود ندارد، نه نگاهی انتقادی دارد و نه شرحی و بسطی نسبت به مسئله علمی ارائه می کند.

به نظر می رسد، تنها کسانی را می توان حقیقتا عضوی از جامعه علمی به حساب آورد که در یکی از دو گروه نخست هستند و یا اینکه در تلاش اند که به یکی از این دو جایگاه نائل شوند. متاسفانه گروه سوم، سهمی از جهان علم و دانش ندارد و همواره به مانند ظرفی می ماند که باید از بیرون آبی بر آنها ریخته شود و هیچگاه چشمه درون آنها نمی جوشد و سخن نویی از آنها نمی تراود.

یکی از آفاتی که در فضاهای علمی دیده می شود، پیوستن به گروه سوم است، آنجا که فرد به جای "اندیشیدن"، به تکرار "اندیشه ها" می پردازد و به جای "فهم" به "حفظ" روی می آورد. یکی از عوامل این خود فراموشی، شیفتگی علمی است. موضوعی که سعی کردم در نوشته قبلی، به آن اشاره ای داشته باشم. یکی دیگر از عوامل آن، نظام آموزشی ناکارآمد ماست که در آن فردی که دارای بیشترین محفوظات است، همواره موفق تر است و به خلاقیت و نوآوری دانش آموزان/ دانش جویان، چندان بها داده نمی شود. اولین قدم در حل این مشکل، آگاهی نسبت به اصل وجود مشکل است. از این رو هنگامی که فرد بداند که در گروه سوم قرار دارد و نیز بر معایب آن و عاریتی بودن آن، پی ببرد و سعی در یافتن راه خویش در جهان علم کند، می توان به رفع این مشکل امیدوار بود.

                                                                                     

                      

 

 

1 طبیعتا ممکن است که افرادی پیدا بشوند که هم نظریه پرداز باشند و هم شارح آراء دیگران، این مسئله نقضی بر این مطلب نیست زیرا هدف از این تقسیم بندی، بیان شانی است که یک فرد در فضای علمی می تواند داشته باشد و طبیعی است که یک فرد می تواند در شرایط مختلف، نقش های متفاوتی داشته باشد. هدف از این تقسیم بندی، بررسی این شان ها و این نقش هاست.

  • وحید سهرابی فر


انسان ها بسیار متفاوت از یکدیگرند و این مسئله با مشاهده افراد مختلف و دقت در جزئیات شخصیت آنها به راحتی قابل درک است. فردی دوست دارد که ساعات بسیاری را در تنهایی به کتاب خواندن بگذراند و دیگری دوست دارد که با دوستانش در مهمانی یا گردش باشند. فردی برای ارتباط با افراد تازه وارد همیشه پیش قدم است و دیگری همیشه منتظر است تا دیگران، برای ایجاد یک ارتباط اقدام کنند. فردی بسیار صرفه جو و محاسبه گر است و دیگری بسیار دست و دل باز. پسری 18 ساله در شیکاگو در پی یافتن راهی است که به والدینش بگوید که سرشت جنسی او هم جنس گرایی است در حالیکه پسری 18 ساله در حوزه علمیه قم، در کتاب لمعه بخش حدود را می خواند. مردی در بورس تهران در مشاهده تابلوی شاخص های بورس در تب و تاب است، در سوی دیگر،  مردی در یکی از روستاهای یزد چشم به آسمان دارد، شاید بارانی ببارد و زمین زراعیش لبی تر کند. جوانی افسوس می خورد که چرا نتوانسته در مراسم اعتکاف مسجد اعظم شرکت کند و دیگری ناراحت است که چرا بلیط کنسرت مدونا را نتوانسته به دست بیاورد.

هر انسانی برای خود یک نوع خاص است، هر انسانی در فرهنگی خاص، فضای خانوادگی خاص، ایده ها و آرزوهای خاص خود زندگی می کند. به تعبیر فلسفی، هر انسانی جهان خاص خود را دارد. این جهان مختص آن فرد است زیرا تجاربی که آن جهان را ساخته اند مختص آن فرد هستند. به عبارت دیگر، انسان آن چیزی است که زیسته است، و از آنجایی که هر فردی، تجربه زیسته متفاوتی دارد، تمام انسان ها با یکدیگر متفاوتند.

این مسئله هنگامی جالب تر می شود که به این نکته توجه کنیم که علی رغم تفاوت هایی این چنین عظیم، انسان ها بسیار به هم شبیه اند. همه انسان ها، عاطفه مند هستند، همگی آنها محتاج امنیت اند، دوست دارند به آنها احترام گذاشته شود و به اخلاق و معنویت بها می دهند. اینها و اموری دیگر، هویت مشترک انسانی ما را می سازد. هویتی که هر فردی فارغ از اینکه در چه تاریخ و جغرافیایی زندگی می کند، برایش اهمیت دارد.

هنگامی که زنی را در یکی از معابد دهلی دیدم که در اثناء مراسم مذهبی و در میان راز و نیازش اشک در چشمانش جمع شده بود و یا مسیحیانی که در کلیسایی در برلین چنان خالصانه راز و نیاز می کردند و اشک می ریختند، به یاد مراسم دعای کمیل و شب های قدری می افتم که در آن زن و مرد و پیر وجوان، گرد می آیند و در پی ارتباط با موجود غایی، دست به دعا بر می دارند. اگرچه پیرمردی متصلب که در شهر سنتی قم بزرگ شده، با زنی در دهلی و جوانی در برلین تفاوت های بسیاری دارند ولی اینکه هر سه آنها نیاز به معنویت دارند، آنها را در یک هویت مشترک، جمع می کند و این یک شگفتی است که انسان هایی تا به این میزان، متفاوت، اشتراکات بسیاری با هم دارند.

در جهانی که بیش از پیش در هم تنیده است، این یک مسئله مهم است که به ویژگی ها و شرایط هر مجموعه احترام نهاده شود و ارتباط مجموعه های مختلف با یکدیگر بر اساس هویت مشترک انسانی باشد، هویتی که در میان تمام انسان ها وجود دارد و می تواند مبانی عمل با همه انسان ها قرار بگیرد. هویتی که انسان بما هو انسان و فارغ از هر ویژگی و رنگ و لعابی، آن را داراست.

  • وحید سهرابی فر

هنر زندگی

۲۴
شهریور

 

زندگی کردن اصلا امر ساده ای نیست. بر خلاف تصوری که ممکن است رایج باشد، زندگی خوب چیزی نیست که پیش بیاید و در لحظه اتفاق بیفتد. زندگی خوب نیازمند داشتن مهارت هایی است. متاسفانه در هیچ یک از مراکز آموزشی و فرهنگی ما به این مسئله توجه نمی شود. فرد ممکن است از دوران  دبستان تا دکترا درس بخواند، بدون آنکه یادگرفته باشد که به زندگی نگاه مثبت داشته باشد. از اینکه به گلی نگاه می کند، لذت ببرد. از محبت های کوچک دیگران دل گرم شود و قدردان آنها باشد. سعی کند خوبی های دیگران را ببیند و از بدی های آنها برآشفته نشود.

به نظر می رسد که بسیاری از این مسائل در تربیت خانوادگی ریشه دارد. عجیب است که پدر و مادرها همیشه نگران این هستند که فرزندشان کم رو و خجالتی باشد و در نتیجه در آینده نتواند از حق خود دفاع کند اما کمتر پدر و مادری یافت می شود که نگران این باشد که مبادا فرزندش چنان زیاده خواه شود که به حقوق دیگران تعدی کند. اینکه "همیشه از خود بیش از دیگران توقع داشته باشیم"، مسئله ای است که یک فرزند ابتدا باید در عملکرد والدین خود مشاهده کند و سپس بدان ملتزم شود.

خانواده هایی را می شناسم که مرد و زن هر دو هم فکراند ولی در برقراری ارتباط با یکدیگر مشکل دارند گویا زبان یکدیگر را نمی فهمند. کشتی زندگی این افراد در برخورد با امواج مشکلات زندگی، بسیار متلاطم می شود. "درک متقابل"، "هنر گوش دادن" و "گفتگو" جای خود را به "پیش داوری" ها و "قضاوت" های نسنجیده می دهد. یکی از مشکلات جامعه ما این است که در ارتباط با دیگران، بسیار با ایماء و اشاره سخن می گوییم، بسیار اهل کنایه هستیم. به طور مثال: اگر دو نفر با یکدیگر مشکل دارند، به جای آنکه در محیطی آرام به گفتگو بنشینند، فرد الف رفتار خاصی مرتکب می شود به امید آنکه فرد ب متوجه شود که فرد الف ناراحت شده است. فرد ب ممکن است به جای پی بردن به ناراحتی فرد الف از علتی خاص، گمان کند که او رفتاری فخر فروشانه دارد و فرد ب نیز از فرد الف دلگیر شود. این دو به رفتارهای خود ادامه می دهند و کدورت بیش از پیش ادامه می یابد. کدورتی که از همان ابتدا با سخن گفتن در محیطی آرام قابل حل بود.

سخن گفتن در مورد هنر زندگی بسیار طولانی تر از آن است که در این نوشته مطرح شود. قصد نگارش این یادداشت آن بود که تلنگری باشد برای اینکه زندگی خوب، امری اتفاقی نیست بلکه باید در پی زندگی خوب و مهارت های لازم آن باشیم.

 

  • وحید سهرابی فر