بیکرانگی

وبلاگ دکتر وحید سهرابی فر

بیکرانگی

وبلاگ دکتر وحید سهرابی فر

سلام
* این وبلاگ دریچه ای است به جهانی که من در آن زندگی می کنم، یعنی جهان افکارم. بنابراین هر بحثی که در آن مطرح می شود، به مانند یک فرایند در حال تکامل است و در روندی که طی می کند ممکن است دچار تغییر و تحول شود.
* حضور شما در این جهان و اشتراک افکار و نزدیک کردن افق های نگاه به یکدیگر، از عمده ترین دلایل ایجاد این وبلاگ است.
* "سرگشته" و "بیکرانگی" دو واژه ای هستند که در ذهن من جایگاه خاصی دارند، و از وبلاگ قبلی ام با من همراه بوده اند.
وحید سهرابی فر

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

تاملی در یکی از آفات دین پژوهی

سه شنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۴۵ ب.ظ

یکی از آفات مهم دین­ پژوهی به معنای عام (نه صرفا رشته ­ای که با روش­ها و زیر شاخه­ های خاص تعریف شده است) این است که اگرچه بر سر موضوعات مهمی چون خدا، پیامبر، وحی، معنویت و اخلاق بحث می کند اما لزوما به معنای آن نیست که انسان را انسان­ تر کند. به عبارت دیگر در این رشته محصلان و استادان "درباره" خدا بحث می­کنند. اینکه آیا امکان دارد چنین موجودی وجود داشته باشد و یا اینکه محال است؟ اوصافش چیست؟ و ... در این فضا همواره در مورد موجودی "غایب" بحث می­شود، موجودی که انگار در میان ما نیست و ما در پی کالبدشکافی او هستیم. مانند گل فروشی که تنها به ماندگاری بیشتر گل­هایی که می­ خرد توجه دارد و در اثر ممارستی که در خرید و فروش گل دارد، شاید اساسا متوجه زیبایی­ها و ظرافت­های گل­های موجود در مغازه­ اش نشود.

موجودی که انسان را خلق کرده است و به تعبیر متون دینی "انیس من لا انیس له" است، باید موجودی "حاضر" باشد، موجودی که در زندگی جریان داشته باشد. موجودی که باید با او در رابطه­ ای "من-تو" باشیم نه "من-او". در این بین روزمره شدن ارتباط با چنین موضوعی و طبیعتا عادی شدن و فراموش شدن ویژگی­های آن، آفت بزرگی است. اینکه موجودی که "باید با او زیست" را به موجودی "برای تحقیق و بررسی" تبدیل کنیم، نتیجه ای جز فراموش کردن زیستن با آن موجود ندارد و طبیعتا برای دین­ پژوهان اگر به این مسئله توجه نداشته باشند، خسران زیادی خواهد داشت.

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۲/۰۵/۰۸
  • ۱۰۱۰ نمایش
  • وحید سهرابی فر

نظرات (۱۰)

با این نگاه، دین‌پژوهی سرشار از آفت می‌باشد. بدان میزان که حتی به کنار گذاشتن آن بیانجامد.
بی‌صبرانه مایلم از شما یه پست دقیق درباره‌ی اینکه چرا به دین‌پروهی پرداخته‌اید بخوانم.
پاسخ:
با سلام و ادب

همان طور که میدانید، دین پژوهی آفات بیشتری هم دارد. در ادامه همین نوشته یکی دیگر از آن آفات را هم نوشته بودم ولی مناسب انتشار نبود.
از سوی دیگر من دلایل زیادی برای ادامه دادن به دین پژوهی دارم. مطالب مطرح شده بیشتر آفاتی هستند که باید از آنها برحذر بود..
در هر صورت امیدوارم در مطلبی دیگر، بیشتر به این مسائل بپردازم و از نظرات شما استفاده می کنم.


  • فاطمه روغنچیان
  • اصولا دین پژوهان حوصله نمیکنند یا نمیخوان برای لحظاتی هم که شده گوش بدن و ببینن خود دین درباره ی خودش چی میگه....همان طور که برای درک کارکرد های واقعی دین کلی متد و کار میدانی و کتابخانه ای بر خودشون هموار می کنن،کم تر در صدد بر می آن از لابه لای بد فهمی ها و تفسیر های متفاوت و گاه متناقض، اندیشه ی ناب دین در خصوص مباحث مختلف رو استخراج کنن و به نقد و بررسی اون ها بپردازن.... حرف زدن به جای دین هم آفتی ست.

    پاسخ:
    با سلام و ادب

    در مورد اینکه برای فهم دین باید به تعریف دین از خودش هم توجه بشه، با شما موافقم اما دو مسئله:

    - دغدغه من در این نوشته بیشتر این بود که صحبت "درباره" دین ما را از "هدف" دینداری دور نکند.
    - در مورد تعبیر "اندیشه ناب دین" و توانایی بشر برای تحصیل آن باید بیشتر تامل کرد.

  • ساقی زارعی
  • به نظرم فراموش کردن اون موجود آفت نیست. فقط نشون دهنده اینه که همچون رحمی جنین جهان رو در برگرفته و تغذیه میکنه پس دیده نمیشه. تنها چیزی که باید دیده بشه اینه که او زحمتی نمیکشه و هست وهمین کافیه...
    حالا هرکس میخاد راجع بهش پژوهش کنه و هیچ اشکالی نداره در حد محدود خودش چیزی درک میکنه و به راهی میره
    پاسخ:
    با سلام و ادب

    "باور" به اینکه چنین موجودی "هست" مهمه ولی گاهی این پژوهش ها آدم رو به جایی می کشه که هست بودن اون موجود براش کمرنگ میشه و انگار بر روی یک موجود خیالی کار می کنه..
    به نظرم قیاستون زیاد دقیق نیست،  خیلی از گل فروشا رو دیدم که واقعا از بودن کنار گل هاشون لذت میبرن، وبا عشق خاصی این کار رو انجام میدن، به نظرم مشکل دین پژوهی  عادی شدن نیست ، مشکل چیز دیگری است، موضوع علم ، یعنی خدا،  علت است. مث این می مونه که ما بخواهیم با ی ذره بین کوچیک تمام سنگ ریزه ها و ذرات یک رشته کوه را نگاه کنیم، سال ها هم اگه وقت بذاریم معلوم نیست بتونیم تمام کوه را ببینینم، تازه آخرشم کوه را ندیدیم . قشنگی کوه  زمانی که سوار هواپیما باشی از بالا تماشا کنی  به نظرم دین پژوه نیاز به هواپیما داره نه ذره بین....
    پاسخ:
    با سلام و ادب

    در مورد تشبیه، باید عرض کنم که در میان دین پژوه ها هم افرادی هستند که متوجه زیبایی های موضوع مورد بحث شون هستن و بنده هم عرض نکردم که تمام گل فروش ها چنان هستند. مثال گل فروش رو از این جهت انتخاب کردم که گل مظهر لطافت و زیبایی هست و می تونه مظهر بهتری باشه از رحمت الهی.

    در مورد هواپیما و ذره بین، به نظر من دین پژوه نیاز به ذره بین داره و اگه بخواهد از هواپیما مسائل رو پیگیری کنه، فرقی بین دین و خرافه باقی نمی مونه. به نظر من دین پژوه نیاز به ذره بین داره ولی باید به این مسئله توجه کنه که همه چیز از پشت این ذره بین دیده نمیشه و فقط به اون اکتفا نکنه.
    قبول دارم ، باید جنس کوه را شناخت، اما برای فهمیدنش باید عظمتش را فهمید...
    پاسخ:
    بله. همه دشواری در یافتن راهی است که تمام این ویژگی ها را داشته باشد .. 
    ی چیز دیگه هم به ذهنم میرسه ، وقتی  ما  سعی میکنیم خدا را بشناسیم چون بضاعت کمی داریم  بیشتر دچار جهل میشیم، چون اون چیزی که به دست میاریم خیلی کمتر از اون چیزایی که ازش غافل میشیم، ولی وقتی خدا خودش را به ما میشناسونه علم ما بیشتر میشود، چون با احاطه کاملی که به خودش داره خودش را وصف میکنه البته اینکه ما چقدر اون را بفهمیم باز مساله است اما خوبیش اینکه اگه بفهمیم واقعا علم پیدا کردیم. به نظرم اگر بخواهیم خدا را بشناسیم باید از طریق خودش بشناسیمش...
    پاسخ:
    با سلام مجدد

    در هر صورت یک طرف این رابطه خدا-بشر، ما هستیم با تمام ضعف ها و محدودیت های شناختی، با تمام ابهام ها و تردیدها و علم اعطائی از سوی خداوند نیز برای رسیدن به بشر، باید از سیستم ادراکی محدود بشری عبور کند.
    سلام
    منظورم اینکه روش ها وابزار ما شاید کارآمد نیست که  کار علمی  بیشتر باعث جهل میشود تا افزودن علم، اینکه موضوع خیلی فراتر از توانایی شناختی ما باشد  ما رو از انتخاب و پیدا کردن روش درست و کارآمد ناتوان میکنه ، و دلیل اینکه گفتم باید از طریق  خدا ، خودش را شناخت اینکه وقتی خدا وارد دیالوگ با انسان میشود به توانایی های شناختی او آگاه است و در عین حال به خودش"خدا" هم احاطه علمی داره بنابراین از روش کارآمد برای معرفی خودش وایجاد ارتباط با انسان با همین ضعف ها ونقض ها استفاده میکنه (البته یکم درون دینی میشه ولی خوب اگه بخواهیم برون دینی بحث کنیم که اصل بحث هم محلی از اعراب نداره!)...
    پاسخ:
    با عرض سلام

    - همان طور که گفتید، بحث در دو فضای درون دینی و برون دینی تفاوت می کند

    - بحث در حالت ایمان گرایانه و قرینه گرایانه نیز تفاوت می کند.

    سلام و ادب

    اینکه موجودی که "باید با او زیست" را به موجودی "برای تحقیق و بررسی" تبدیل کنیم، نتیجه ای جز فراموش کردن زیستن با آن موجود ندارد
    البته با این به اصطلاح  رشته دین پژوهی که برای ما تعریف کردن شاید جمله بالا درست باشه اما اگر واقعا موضوع تحقبق ما موجودی بود با تمام ویژگیهایی که ادیان به وصف اون پرداختن باز هم کار ما به اینجا می رسید؟ منظورم اینه که بسیاری از فیلسوفان و کسانی که در حوزه عرفان نظری کار کردن سعی کردن زیبایی های گل را بیشتر ببینن به نظرم مشکل از اونجایی است که عده ای نه با صدق دل بلکه با اغراض دیگه ای صرفا به اسم دین پژوهی ، در واقع دارن بازی می کنند و از اینکه دیگران رو هم وارد بازی های خودشون می کنند لذت می برند و الا تحقیق به معنی واقعی تحقیق و با یک اخلاصی از طرف اون کسی که جویای حقیقته ، آیا ما رو دورتر میکنه یا نزدیکتر؟
    پاسخ:
    با سلام و ادب

    من فکر می کنم اقلا سه دسته افراد (بلکه چهار دسته) در فضای دین پژوهی می توان تصور کرد: 1 دسته ای که مغرضانه در پی انکار یا تردید در باورهای دینی هستند 2 دسته ای که صادقانه در بحث های دین پژوهی پیش می روند و با دلایل خود به زیبایی های این گل می رسند 3 دسته ای که صادقانه در بحث های دین پژوهی پیش می روند ولی به گل یا زیبایی هایش نمی رسند.

    اما در مورد علوم دیگر مانند عرفان نظری نیز مسئله همین طور است. اگر عرفان نظری را علم الله(خدا) شناسی بدانیم، در آنجا هم ممکن است فردی عمری را در کتب عرفانی سر کند بدون آنکه راهی به جایی ببرد و تمام این اصطلاحات مانعی برای رشد او شوند، چنانچه این سخن در میان عارفان نیز مشهور است که حتی اگر کلمه "الله" ما را از رسیدن به آن حقیقت نهایی باز داشت، خود این کلمه با تمام تقدسش، مانعی بر سر راه است. مسئله ای که من سعی در بیان آن داشتم نیز از همین قسم است.
    قابل تأمل بود و ملموس. می گویند فلاسفه، همان مطلبی را که می دانی به زبانی بهتر بیان می کنند و تو با آن ارتباط برقرار می کنی.
    پاسخ:
    با سلام و احترام

    فیلسوف نیستم مگر به معنا لغوی "دوست دار دانش"
    خدایی که دین معرفی میکند:
    هوالظاهر و الباطن
    هو معکم اینما کنتم
    الذی بَعُدَ فلایری و قرب فشهد النجوی
    وما رمیت اذ رمیت لکن الله رمی
    به بیان حکمت متعالیه الحقیقةکل الاشیاء ولیس بشئ منها
    پاسخ:
    با سلام و ادب

    به بیان حضرت علی(ع) خداوند، داخل فی الاشیاء لا بالممازجه و خارج عن الاشیاء لا بالمباینه

    تعبیر صدرا هم در مورد بسیط الحقیقه، جالب است و یکی از تبیین های خوب است که "بسیط الحقیقه کل الاشیاء و لیس بشی منها"

    تشکر از نظر شما
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی