بیکرانگی

وبلاگ دکتر وحید سهرابی فر

بیکرانگی

وبلاگ دکتر وحید سهرابی فر

سلام
* این وبلاگ دریچه ای است به جهانی که من در آن زندگی می کنم، یعنی جهان افکارم. بنابراین هر بحثی که در آن مطرح می شود، به مانند یک فرایند در حال تکامل است و در روندی که طی می کند ممکن است دچار تغییر و تحول شود.
* حضور شما در این جهان و اشتراک افکار و نزدیک کردن افق های نگاه به یکدیگر، از عمده ترین دلایل ایجاد این وبلاگ است.
* "سرگشته" و "بیکرانگی" دو واژه ای هستند که در ذهن من جایگاه خاصی دارند، و از وبلاگ قبلی ام با من همراه بوده اند.
وحید سهرابی فر

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

دردنامه(1) ... استعداد هایی که نشکفتند

دوشنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۲، ۱۲:۴۹ ب.ظ

یکی از اموری که همیشه تحملش برایم دشوار بوده، دیدن افراد با استعدادی است که به دلایل مختلف نتوانسته اند به جایگاهی که برایشان قابل حصول بوده، برسند. موارد بسیاری در کشور ما در این زمینه یافت میشود. این روز ها وقتی برخی از دوستانم را می بینم که 10 سال پیش در کنار هم و  با یک نیت پاک مثال زدنی وارد حوزه علمیه شدیم، واقعا ناراحت میشوم. بعضی از این دوستانم افراد واقعا با استعدادی هستند ولی الان بعد از 10 سال هیچ بازده متناسبی ندارند. افسوس که حوزه اساسا قدر این پتانسیل ها را نمی داند. یادم است سال 84 وقتی به طور کاملا مخفیانه به یکی از این دوستان مستعد گفتم که بیا تحصیلات دانشگاهی را هم آغاز کنیم، بعد از چندی فکر کردن، از ترس اینکه از حوزه خارج شود و دچار گمراهی، حاضر نشد همراه من بیاد. به هر حال عنوان "سرباز امام زمان(عج)" خیلی مهم بود و طوری برای ما ترسیم شده بود که انگار بیرون از حوزه همه جهل و گمراهی است. من اما رفتم و سال 85 دانشجوی دانشگاه قم شدم و در کنار درس های حوزوی، دروس دانشگاهی را هم داشتم. الان وقتی این دوستم را می بینم و اینکه مشغول چه کاری هست، خیلی افسوس می خورم.

وضع دانشگاه هم چندان مناسب نیست. دوستان درس خوان و مستعدی دارم که امکانات مناسبی ندارند. تصور کنید دانشجوی تحصیلات تکمیلی که فعلا لپ تاپ ندارد تا کارهای تحقیقاتیش را انجام دهد. (نسبت دانشجو به لپ تاب مثل نسبت کارگر به بیل است).

افراد با استعدادی در محیط دانشگاهی ما هستند که از خیلی از امکانات محروم اند. این مسئله وقتی بیشتر برایم معلوم شد که در سفر آلمان با یکی از دانشجویان دکترای مطالعات اسلامی (که جوان خوبی بود) هم بحث شدم، اطلاعات زیادی در زمینه اسلام نداشت و از همه جالب تر اینکه زبان عربی هم نمی دانست. می گفت برای یاد گرفتن زبان عربی، از سوی دانشگاه به مدت 6 ماه (که ظاهرا بیشتر هم شد) به قاهره خواهد رفت. او به قاهره رفت با هزینه دانشگاه، ولی افراد به مراتب با اطلاع تر و مستعدتری در حوزه و دانشگاه می شناسم که یک دهم چنین امکاناتی هم برایشان فراهم نیست.

درد اصلی اما این نیست که ما دارای امکانات مالی برای آموزش عالی خود نیستیم. درد اصلی این است که فرهنگ کار علمی در جامعه علمی ما ضعیف است. اینکه آثار علمی باید در جهت خاصی حرکت کنند و در غیر این صورت مطرود خواهند بود... اینکه برخی از فضاهای علمی ما توهم خودبسندگی دارند و گمان می کنند نیازی به تعاملات علمی با جهان بیرون از خود ندارند و هرچه که هست همان جاست.. اینکه کسی قدر و ارزش این استعدادها را نمی داند و برای رشد و شکوفایی آنها اقدامی نمی کند.. اینها درد اصلی اند..

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۹۲/۰۳/۰۶
  • ۵۲۲ نمایش
  • وحید سهرابی فر

نظرات (۵)

 نسبت کارگر به بیل :)
سلام
در کنار استعداد هایی که نشکفتند از استعدادهایی که هرز رفتند و نابود شدند هم بگویید.
چرا نگاه به دانشجو و دانشگاه اینقدر منفیه؟ تجربه هم کلاس بودن طلبه ها و دانشجوها توی دانشگاه ما تجربه خوبی بود گرچه خالی از تنش و دردسر هم نبود.
یا علی

پاسخ:
با سلام و ادب

استعدادهایی که هرز شدند هم به نظر من در واقع شکوفا نشدند و راهی غیر از آنچه مطلوب بود را طی کردند. (البته اینکه راه مطلوب چیست؟ بحث مفصل و حیاتی ایست) استعدادهایی که هرز شدن در واقع کسانی بودن که راهنمای خوب و آگاهی نداشتند و این هم یکی از عوامل مهم شکوفاییه.
به نظر من هم، تجربه خوبی بود هم کلاس بودن طلاب و دانشجوها
  • محسن اسلامی
  • عجب موضوع خوبی.

    البته، به نظرم فقط عوامل بیرونی نیستند که آدم را تلف میکنند. خودِ افراد هم گاهی تنبلی میکنند، گاه لذت کوتاه مدت مانع میشود که دوراندیش باشند، گاه زیادی خود را جدی میگیرند که باعث میشود راهنمایی دیگران را نشنوند، و چیزهایی از این دست. 

    راستی، استادِ نااستاد نیز بدجور مایه تباهی است ...!
    پاسخ:
    سلام

    موافقم. در این نوشته بیشتر به عوامل بیرونی اشاره کردم شاید به این جهت که هر جوانی این حق را دارد که از امکاناتی برای شکوفایی برخوردار باشه و اگر خودش تنبلی کرد، مقصری جز خودش نباشه.
    فضای علمی کشور از لحاظ فرهنگ علمی، استادان نا استاد، مشکلات مالی از مهمترین مشکلات در این زمینه هستند.
    البته نباید وجود اساتید دلسوز رو هم منکر شد چون واقعا بارها ازشون استفاده کردیم.

    "اینکه برخی از فضاهای علمی ما توهم خودبسندگی دارند و گمان می کنند نیازی به تعاملات علمی با جهان بیرون از خود ندارند و هرچه که هست همان جاست"
    مصیبت عظمی همینه ، این اگر برطرف بشه بنظرم 80 درصد مشکلات و موانع از بین میرن

    پاسخ:
    با سلام و ادب

    موافقم. اگر چنین ارتباطی ایجاد بشه، خود به خود بسیاری از نقص ها و کمبودها مشخص خواهد شد.
    با نظرتون موافقم. دوست روحانی دارم چند روز پیش که در مورد اوضاع دانشگاه و سیاست حرف میزدیم به شدت طرفدار ادامه تحصیل دوستان بود خودش هم عزمش را جزم کرده بود تحصیلات دانشگاهی داشته باشه . میگفت اگه ادمهای ارزشی تحصیلات عالیه داشته باشند پستهای کلیدی ومهم مملکت به دست انها می افتد و اوضاع عوض میشود متاسفانه در این چند وقت خیلی از نیروهای ارزشی تحصیلات عالیه ندارند نمیتونن کاندید بشن نماینده یا وزیر یا فرماندارو... بشن و خیلی از پستهای کلیدی وفرهنگی به دست افرادی افتاده که دفاع مقدی براشون مهم نیست رهبری زیاد براشون اهمیت نداره اعتقادات در حد روزمرگی و .... پس تکلیفه که بریم دانشگاه و مدرک بگیریم هی نشستیم گفتیم مدرک مهم نیست و اون ادما مدرک گرفتند و سوار بر مردم شدند مدرک خیلی مهمه جامعه اینطور شده .
    پاسخ:
    با سلام و ادب

    از حضورتون ممنونم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی