بیکرانگی

وبلاگ دکتر وحید سهرابی فر

بیکرانگی

وبلاگ دکتر وحید سهرابی فر

سلام
* این وبلاگ دریچه ای است به جهانی که من در آن زندگی می کنم، یعنی جهان افکارم. بنابراین هر بحثی که در آن مطرح می شود، به مانند یک فرایند در حال تکامل است و در روندی که طی می کند ممکن است دچار تغییر و تحول شود.
* حضور شما در این جهان و اشتراک افکار و نزدیک کردن افق های نگاه به یکدیگر، از عمده ترین دلایل ایجاد این وبلاگ است.
* "سرگشته" و "بیکرانگی" دو واژه ای هستند که در ذهن من جایگاه خاصی دارند، و از وبلاگ قبلی ام با من همراه بوده اند.
وحید سهرابی فر

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۲۸ مطلب با موضوع «دین پژوهی» ثبت شده است

مصاحبه با ایکنا

۲۳
فروردين

متنی که در ادامه می آید، مصاحبه ام با خبرگزاری بین المللی قرآن (ایکنا) است:


گروه دانشگاه: دبیر گروه فلسفه دین دانشکده ادیان دانشگاه ادیان و مذاهب که در پروژه ایمان با همکاری چند دانشگاه خارجی نظیر بیلور و دانشگاه وست واشنگتن شرکت دارد، معرفی ایمان معرفی شده در قرآن را یکی از اهداف مهم خود برای مشارکت در این پروژه می‌داند.
وحید سهرابی‌فر، دانشجوی دکتری و دبیر گروه فلسفه دین دانشکده ادیان دانشگاه ادیان و مذاهب، تنها ایرانی حاضر در پروژه «ایمان» است. این پروژه یک برنامه پژوهشی مشترک است که با همکاری چند موسسه خارجی نظیر دانشگاه بیلور، دانشگاه وست واشنگتن و بنیاد تمپلتون برگزار می‌شود. سهرابی‌فر در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)به توضیحاتی درباره این پروژه و ایده‌های خود در این پروژه پرداخت که با هم می‌خوانیم:
وحید سهرابی‌فر، دانشجوی دکتری و دبیر گروه فلسفه دین دانشکده ادیان دانشگاه ادیان و مذاهب در گفت‌وگو باایکنا، درباره پروژه ایمان اظهار کرد: پروژه ایمان یک پروژه سه ساله است که بین سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ برگزار می‌شود. این برنامه پژوهشی به‌همت دانشگاه‌های بیلور و وست واشنگتن آمریکا و با حمایت بنیاد تمپلتون، شکل گرفته است. 
وی افزود: سال نخست این پروژه به بحث «سرشت ایمان» اختصاص داشت و شرکت‌کنندگان در این باب به نظرورزی پرداختند. سال دوم این پروژه به «ارزیابی ایمان» مربوط بود و تحقیقات حول این محور انجام شد. سال سوم نیز که بنده در آن حضور خواهم داشت، به «فضیلت ایمان» معطوف است.
سهرابی‌فر اظهار کرد: پژوهشگران هم‌اکنون با یکدیگر در ارتباط هستند و مطالب خود را برای هم ارسال می‌کنند. با این حال همگی آن‌ها بایستی در تابستان امسال، به مدت یک ماه در دانشگاه وست واشنگتن حضور داشته باشند تا علاوه بر تکمیل پژوهش خود در قالب یک مقاله، یک سخنرانی نیز در باب موضوع خود ارائه دهند.
دبیر گروه فلسفه دین دانشکده ادیان دانشگاه ادیان و مذاهب عنوان کرد: هر سال اندیشمندان برجسته‌ای در این برنامه شرکت می‌کنند و امسال نیز می‌توان به چهره‌هایی چون لیندا زاگزبسکی و جاناتان کونویگ، دنیل هورد اسنایدر، ترنت دورتی و دیگران اشاره کرد.
سهرابی‌فر در مورد هماهنگی‌های صورت گرفته برای حضور وی، گفت: از سوی نهاد خاصی هماهنگی صورت نگرفت، یک فراخوان عمومی بود که شرکت در آن برای همه آزاد بود، باید سوابق و تحقیقاتی را می‌فرستادیم.
این دانشجوی دکترای دانشگاه ادیان و مذاهب اظهار کرد: دوره به‌طور کل پژوهشی است؛ هر سال تعدادی پژوهشگر بر اساس طرح‌نامه‌هایی که افراد ارسال می‌کنند، انتخاب می‌شوند و در آن یک ماهی که در آمریکا دور هم جمع می‌شوند هم پژوهش خود را به پایان می‌رسانند و هم یک سخنرانی در مورد پژوهش خود ارائه می‌دهند. چند نفر فیلسوف برتر و از چهره‌های شناخته شده در آنجا سخنرانی خواهند داشت، البته مقاله ارائه نمی‌دهند ولی سخنرانی خواهند داشت. 

حضور ۱۴ پژوهشگر در پروژه ایمان
وی تعداد پژوهشگران دخیل در این پروژه را ۱۴ نفر عنوان و بیان کرد: یکی از ایده‌های مهم من آن است که ایمانی که در قرآن معرفی شده و به نظرم در حال حاضر تا حد زیادی در جامعه مغفول است را معرفی کنم و می‌دانم که استقبال خوبی هم از آن خواهد شد با توضیحاتی که در آنجا ارائه خواهم داد.
سهرابی‌فر درباره چگونگی انتخاب وی به‌عنوان فردی مسلمان برای این پروژه، گفت: این پروژه عمدتاً معطوف به اندیشمندان آمریکاییست و غیر از آن‌ها تا به حال یک نفر از اروپا و یک نفر هم از کانادا در آن شرکت داشته‌اند. بنده به‌عنوان اولین مسلمان و غیر غربی در این پروژه حضور خواهم داشت. انتخاب من، مانند دیگران، از طریق ارزیابی طرح‌نامه پژوهشی و بر اساس بررسی سوابق و اموری مانند آن بوده است. با این حال سعی کرده‌ام که در مطالب خودم، نگاه اسلامی را انعکاس دهم و بر اساس آموزه‌های قرآن و اندیشه بزرگانی چون مولوی، طرح خود را تنظیم کنم. تازگی این مطالب برای اندیشمندان آن محفل، احتمالاً در انتخاب بنده بی‌تأثیر نبوده است.
وی در پاسخ به این سؤال که تاکنون تحقیقات و پژوهش‌های شما چگونه پیش رفته است، ایده پژوهشی شما در چه موردی است و حاصل آن در نهایت چه چیزی خواهد بود؟ بیان کرد: ایده پژوهشی من در این موضوع است که چگونه ایمان می‌تواند فضیلتی برای تمام مراحل زندگی انسان باشد. تبیین علمی این موضوع برای افرادی که در فرهنگی زندگی می‌کنند که بی‌ایمانی، گزینه‌ای شایع در آن محسوب می‌شود، امری دشوار است که امیدوارم بتوانم به‌خوبی به آن بپردازم.
این دانشجوی دکتری دانشگاه ادیان و مذاهب ادامه داد: برای رسیدن به این هدف، مباحث مقدماتی در باب فضیلت بودن ایمان، معنای زندگی و پرسش‌هایی که معنای زندگی بر آن مبتنی است، مورد بحث قرار گرفته است و در نهایت، ایمان به‌عنوان پاسخی برای این مسائل و مشکلات، معرفی شده است که می‌تواند به زندگی بشر معنا بدهد و آن را از فضای پوچی و بی‌معنایی رهایی بخشد.
وی درباره نتیجه تحقیقاتش در این پروژه که تا چه حد منجر به انعکاس آموزه‌های دین اسلام خواهد شد، عنوان کرد: یکی از مهم‌ترین اهداف من در این پروژه معرفی نگاه مغفولی است که نسبت به مسئله ایمان وجود دارد. این نگاه در آموزه‌های قرآنی و آثار برخی از متفکران دینی، بیان شده است. از سوی دیگر برخی از اندیشمندان غربی نیز در این زمینه نظرورزی کرده‌اند. بررسی انتقادی این دیدگاه‌ها و ارائه تصویر مطلوب از ایمان و نجات‌بخشی آن، هدف اصلی پژوهش بنده است. آنچه مهم است نشان دادن کارآمدی عملی این دیدگاه است. به عبارت دیگر، به جای بحث‌های صرفاً نظری در باب اهمیت ایمان، می‌توان از کارآمدی عملی آن بحث کرد و از این راه با حل کردن یکی از مشکلات مهم بشر، زمینه بازگشت به ایمان را برای گروه بسیاری فراهم کرد.
سهرابی‌فر در پاسخ به این سؤال که نتایج پروژه ایمان به چه صورت و در کجا بهره‌برداری می‌شود؟ گفت: پژوهش‌های صورت گرفته در کنفرانسی در ماه اکتبر، ارائه خواهند شد و پس از آن به‌صورت عمومی منتشر و در اختیار همه افرادی که در این زمینه فعالیت می‌کنند قرار خواهند گرفت.


  • وحید سهرابی فر

متنی که در ادامه می آید گزارش سایت دین آنلاین از پروژه ایمان است. پروژه ای که در تابستان جاری برگزار خواهد شد و ان شالله در آن حضور خواهم یافت:


پروژه ایمان یک برنامه پژوهشی مشترک است که با همکاری دانشگاه‌های وست واشنگتن و بیلور و با حمایت بنیاد تمپلتون برگزار می‌شود. این پروژه سه ساله در طول سال‌های 2014-2016 در امریکا اجرا می‌گردد و هدف از آن گردآوری تعدادی از پژوهشگران برای تحقیق در باب زوایای مختلف مسئله ایمان است.


به گزارش دین‌آنلاین، در سال نخست(2014)، این پروژه به "سرشت ایمان" اختصاص داشت و 12 نفر از اساتید و دانشجویان از دانشگاه‌های مطرح امریکا و اروپا در آن شرکت داشتند. در سال دوم(2015)، تمرکز بر "ارزش و ارزیابی ایمان" بود. طی این دوره، 12 پژوهشگر از دانشگاه‌های معتبر امریکا موفق به پذیرش در این پروژه شدند. سال سوم (2016) نیز به بحث از "فضیلت ایمان" اختصاص دارد. در این سال، 14 پژوهشگر برای این پروژه انتخاب شدند که در این دوره در کنار سیزده پژوهشگر از دانشگاه‌های امریکای شمالی، یک پژوهشگر از ایران نیز حضور دارد.   


برنامه هر دوره به این نحو برگزار می‌شود که افراد یک ماه فرصت دارند تا با استفاده از امکاناتی که پروژه در اختیار آنها قرار می‌دهد، در مورد طرح پیشنهادی خود به پژوهش بپردازند و حاصل آن را در قالب یک مقاله، ارائه کنند. در این یک ماه، پژوهشگران بایستی هر هفته، در سه سمینار شرکت کنند. همچنین هر پژوهشگر نیز موظف به ارائه یک سمینار در باب موضوع پژوهشی خود است. برای غنای هرچه بیشتر برنامه، از تعدادی از اندیشمندان برجسته نیز دعوت به عمل می‌آید، تا هر کدام موضوعاتی را در قالب سمینار ارائه کنند. در سال 2016 نیز از افرادی چون لیندا زاگزبسکی، سندی گلدبرگ و اد ویرنگا در این پروژه شرکت خواهند کرد و به ارائه نظرات خود در باب فضیلت ایمان خواهند پرداخت.


از دیگر نکات قابل توجه در مورد این پروژه، ترکیب پژوهشگران انتخابی است؛ به طوری که افرادی با درجه استاد تمامی، دانشیاری، استادیاری، پسادکترا و نیز دانشجوی دکترا، در کنار هم قرار می‌گیرند و پژوهشگران جوان‌تر، می‌توانند از تجربه افراد با سابقه استفاده نمایند. همچنین با توجه به اینکه افراد از دانشگاه‌های مختلفی حضور دارند، این زمینه  مهیا می‌شود که شرکت کنندگان، با ایده‌های متنوعی آشنا شوند. به طور مثال در دوره اخیر افرادی از دانشگاه‌هایی چون نوتردیم، پرینستون، بوستن، آریزونا، روچستر، بریتیش کلمبیا، ادیان و مذاهب و... حضور دارند که در این میان، وحید سهرابی‌فر، دبیر گروه فلسفه دین دانشگاه ادیان و مذاهب و دانش‌آموخته حوزه علمیه قم تنها پژوهشگر حاضر در این پروژه است که به یکی از دانشگاه‌های امریکایی یا اروپایی تعلق ندارد.


برگزاری دوره‌های پژوهشی به این نحو، موجب می‌شود افرادی که در حوزه‌ای خاص، فعال هستند و ایده پژوهشی قابل توجهی نیز دارند، در زمانی مشخص در یک مکان جمع شوند و به تبادل نظر بپردازند. حاصل چنین پروژه‌ای، هم‌اندیشی‌ها و ارائه مقالات ارزشمندی می‌شود که می تواند قدمی هر چند کوچک، در موضوع مورد بحث باشد. به نظر می‌رسد در کشور ما نیز، دست کم در برخی موضوعات، می توان به جای برگزاری همایش‌های عریض و طویل و صرف هزینه های گزاف، چنین پروژه‌های هدفمندی را برنامه ریزی کرد. پروژه هایی که در کنار هزینه به مراتب کمتر، ثمره بیشتری را نیز در بردارد. پروژه هایی که بر اساس یک نیازسنجی صحیح و با استفاده از افراد متمحض در آن موضوع، می تواند به نتایجی پربار و راهگشا دست یابد.


------

به نقل از سایت دین آنلاین

این مطلب در سایت دانشگاه ادیان و مذاهب

سایت پروژه ایمان

اسامی پژوهشگران سال 2016 پروژه ایمان

  • وحید سهرابی فر

گوشه ای نشسته بود و نگاه می کرد. پسرک در حال شمارش بود. هنوز 8 بسته مداد رنگی داشت که باید تا پایان روز می فروخت. هوا سرد بود و رهگذران بیش از آنکه به درخواست های پسرک برای فروش مدادها توجه کنند، منتظر قرمز شدن چراغ بودند تا زودتر عرض خیابان را طی کنند. پسرک هیچ گاه نتوانسته بود برای یک بار هم که شده، با آن مداد رنگی ها، نقاشی بکشد. وظیفه او آن بود که روزی 15 جعبه از آنها را بگیرد و تا شب همه را بفروشد و پول آن را به صاحب کار تحویل دهد. اصلا برای پسرک مهم نبود که با آن مداد رنگی ها نقاشی بکشد و بعد نقاشی خود را برای برنامه های کودک بفرستد. از نظر او این کارها برای بچه پولدارها محسوب میشد، بچه هایی که پدر و مادرهاشان هر روز آنها را تا مدرسه می رسانند و بعد از تمام شدن مدرسه نیز با ماشین پشت در مدرسه منتظرشان هستند. بچه هایی که اگر روزی دیر به خانه بروند، پدر و مادرشان دلنگرانشان می شوند و با عصبانیت می پرسند: کجا بودی تا حالا؟ دلمون هزار راه رفت!
این اتفاقات برای پسرک آشنا نبود و او هیچگاه چنین تجربه ای نداشت. او فقط می دانست که باید هر طور شده، روزی 15 جعبه مداد رنگی بفروشد تا صاحب کار از دستش راضی باشد و حقوق روزانه اش را بدون دغل کاری به مادرش پرداخت کند. مدتی پیش، صاحب کار برچسب هایی برای فروش آورده بود، از همان برچسب هایی که تصاویر شخصیت های کارتونی دارد و کودکان دوست دارند که بر روی هر دفتر و کتابشان عکس یکی از آنها را داشته باشند. بازار این برچسب ها در اواخر شهریور و اوایل مهر، سکه می شود. پسرک وقتی این برچسب ها را می فروخت، کودکان زیادی چشم به برچسب های او داشتند و از والدین خود می خواستند که برایشان برچسب بخرند. برچسب ها و عکس های روی آن برای پسرک اصلا جذاب نبود، او آنها را نمی شناخت و وقتی کودکی با فریاد ملتمسانه از مادرش می خواست: مامان ! مامان! از این برچسب های بن تن، برام بخر! پسرک نمی دانست، بن تن کیست؟ و چرا برای آن کودک اینچنین جذاب است.
یکی از روزهای زمستانی بود. شب قبل برف زیادی باریده بود، با این حال پسرک چاره ای نداشت. امروز هم باید برای فروش 15 جعبه مداد رنگی به خیابان می رفت. مدادها را گرفت و به پست روزانه اش رفت. پشت یکی از چراغ قرمزهایی که تایمی نزدیک دو دقیقه دارد. چند جعبه از مداد رنگی ها را فروخته بود ولی همچنان تعدادی باقی مانده بود. هوا رفته رفته سردتر میشد و پسرک رفته رفته مچاله تر. پسرک در گوشه خیابان ایستاده بود و منتظر بود که چراغ قرمز شود تا دوباره به سراغ تک تک ماشین ها برود و مداد رنگی ها را عرضه کند. هوا سرد بود و پس از برف شب گذشته، آب در کنار خیابان جمع شده بود. پسرک از شدت سرما به خود پیچیده بود، ناگهان تعدادی از جعبه ها از دستش رها شد و به گودال پر از آب افتاد، جعبه کارتنی مداد رنگی ها خراب شد و آب گل آلود، کل مدادها را کثیف و زشت کرده بود. جهان در پیش چشمان پسرک تیره و تار شد. چهره صاحب کار و خشم او چون پتکی بر سرش فرود می آمد. در دلش گفت: "خدایا کمکم کن!"


"او" اما هر روز، با پسرک همراه بود و از دور نگاهش می کرد. هنگامی که پسرک سردش می شد، "او" هم سردش میشد. هنگامی که کودکان دیگر، پسرک را مسخره می کردند، "او" هم سر در گریبان می کرد. هنگامی که پسرک پس از یک روز سخت به نزد مادر مریضش باز می گشت و سر در دامن مادرش، اتفاقات آن روز را برایش تعریف میکرد، "او" هم انگار سبک می شد. و هنگامی که پسرک تعدادی از مدادرنگی ها را از دست داد و صاحب کار او را به باد کتک گرفت، "او" هم همراه پسرک، کتک می خورد و سیل اشک از چشمان "او" هم همچون گونه های پسرک، جاری بود. "او" همراه پسرک بود وقتی در سرمای زمستان، زیر لب می گفت: خدایا یه کاری کن این مداد رنگی هارم بفروشم! خدایا یه کاری کن یه جفت دستکش داشته باشم. "او" در کنار پسرک بود و بغض گلویش را می فشرد هنگامی که صاحب کار به پسرک و مادرش ناسزا می گفت. و آرزوی مرگ می کرد وقتی پسرک پس از کتکی مفصل و شنیدن ناسزاهای بسیار، گریان به سوی مادرش ره سپار شد و در راه با چشمانی اشک بار فریاد زد که منم خدایی دارم! و "او" اما نمی توانست کاری کند.


در همین رابطه: خدای صامت

  • وحید سهرابی فر

برای شرکت در کنفرانس Contemporary issues on pedagogy و ارائه مقاله Modern pedagogy and spirituality، روز 24 مهر عازم ارمنستان شدم. دانشگاه ملی ایروان که میزبان کنفرانس بود، استقبال خوبی از گروه ایرانی به عمل آورد و ما چند روزی را در هتل های این دانشگاه در شهر ایروان و نیز شهر زاخگازور، به سر بردیم.

کنفرانس در شهر زاخگازور برگزار شد. شهر کوچکی که به جهت جاذبه های طبیعی مانند کوهستان و جنگل، محل برگزاری کنفرانس های علمی، مسابقات ورزشی و گردش توریست هاست. به همین جهت، صبح روز دوم سفر، از ایروان به زاخگازور رفتیم. صبح روز نخست کنفرانس به سخنرانی برگزار کنندگان این کنفرانس اختصاص داشت. این کنفرانس به همت دانشگاه ملی ایروان و نیز با همکاری سفارت ایران در ارمنستان و نیز سفارت گرجستان در ارمنستان برگزار شد. از نکات جالب توجه این بود که این کنفرانس به مناسبت نود و پنجمین سال تاسیس دانشگاه ملی ایروان و نیز نود و سومین سال تاسیس دانشکده تعلیم و تربیت در این دانشگاه، برگزار می شد.


زمان ارائه مقاله من در بعد از ظهر روز نخست کنفرانس بود و اولین سخنرانی از سوی گروه ایرانی محسوب می شد. مقاله من در واقع منعکس کننده ی نگاهی انتقادی به تعلیم و تربیت مدرن بود که در آن ساحت معنوی انسان مغفول واقع شده است. برای طرح این مسئله ابتدا از یک سیر تاریخی آغاز کردم و سپس با رسیدن به دوران مدرن، به بررسی ویژگی های تعلیم و تربیت در دوران مدرن پرداختم. در ادامه ایرادات و مشکلاتی که تعلیم و تربیت مدرن به همراه آورده است، طرح کرده و در نهایت پیشنهادهایی را برای حل این مشکلات ارائه کردم.


در روز دوم، مدیر مشترک (co-president) جلسه بودم و برخی از دوستان ایرانی نیز در همین پنل مقاله خود را ارائه کردند. در پایان روز دوم، پروفسور هارتوریان، که رئیس دپارتمان تعلیم و تربیت و مسئول اصلی برگزاری این کنفرانس بود، از بنده برای شرکت در میزگرد پایانی به منظور جمع بندی کنفرانس و ارائه پیشنهادات برای ادامه این مسیر، دعوت کرد و من نیز در این میزگرد حضور یافته و ضمن تشکر از برگزارکنندگان، انتقادات و پیشنهادات خود را بیان کردم.


طبیعت زیبای زاخگازور و هوای عالی آن، لحظاتی به یادماندنی را رقم می زد. همچنین حسن انتخاب برگزارکنندگان در ارائه برنامه های فرهنگی در پایان هر روز، بر جذابیت این کنفرانس افزوده بود. در مراسم پایانی، پروفسور هارتوریان، مجددا از حضور گروه ایرانی و مقاله هایی چون مقاله دکتر بناری و مقاله بنده، تشکر کرد.
صبح روز بعد به همراه حجه الاسلام و المسلمین دکتر بناری از جامعه المصطفی و آقای پرویزی دانشجوی دکترای عرفان و تصوف دانشگاه ادیان و مذاهب، عازم ایروان شدیم. و پس از قرار دادن وسایل در هتل دانشگاه ایروان، به سوی اچمیاتسین، حرکت کردیم. اچمیاتسین شهر کوچکی است که جایگاهی شبیه واتیکان دارد. این شهر، مرکز دینی کلیسای ارامنه است و فرد نخست این کلیسا که کاتالیکوس (معادل پاپ برای کاتولیک ها) نامیده می شود، در این شهر اقامت می کند. این شهر دارای کلیسایی بسیار قدیمی و نیز مراکز آموزشی کلیسای ارامنه است. خوشبختانه، با ارتباطی که در کنفرانس با دو نفر از کشیشان این مرکز، ایجاد کرده بودیم، موفق شدیم علاوه بر حضور در مراسم روز یکشنبه، از بخش های مختلف این مرکز دینی بازدید کنیم. برخی از این اماکن که روز یکشنبه به طور معمول بسته اند، برای دیدار ما موقتا باز شدند. این مرکز همچنین موزه ای دارد که در آن آثار دینی نگه داری می شود. از جمله اشیائی که در آن نگه داری می شود می توان به تکه ای از کشتی حضرت نوح (ع) که طبق اعتقادات ارامنه پس از طوفان، در کوه آرارات بر زمین نشسته است، اشاره کرد. همچنین تکه ای از صلیبی که طبق اعتقاد ارامنه، عیسی مسیح (ع) بر آن مصلوب شده است نیز در آنجا نگه داری می شود. علاوه بر آشنایی با بخش های مختلف این مرکز دینی، من نیز توضیحاتی در مورد دانشگاه ادیان و مذاهب و جایگاه و برنامه های آن در قم ارائه کردم و زمینه ای برای ارتباط با این مرکز دینی ایجاد شد.

  • وحید سهرابی فر


انسان ها در پس باورهای خود که در مورد آنها به بحث و گفتگو می پردازند، ارزش هایی بنیادین دارند که معمولا سخنی از آنها گفته نمی شود. بسیاری از اوقات، بحث ها در سطح ظاهری انجام می شود و به آن ارزش های بنیادین نمی رسد.  به طور مثال ممکن است بحثی میان دو نفر در مورد نحوه پوشش افراد در جامعه شکل بگیرد و فرد نخست مدعی آن باشد که باید در جامعه نحوه خاصی از پوشش وجود داشته باشد و همه از آن تبعیت کنند، در حالیکه فرد دیگر معتقد است نباید چنین قانون عامی وجود داشته باشد. این دو نفر ممکن است ساعت ها با یکدیگر به بحث بپردازند و برای مدعای خود دلایل مختلفی ذکر کنند و سرانجام به نظر مشترک نرسند. این تفاوت نظر از آن رو است که در بن اندیشه های فرد نخست، ارزشی وجود دارد که با ارزش های موجود در بن اندیشه های فرد دیگر متفاوت است. برای فرد نخست حفظ انسجام اجتماعی و تبعیت از آموزه های دینی دارای اولیت است و ارزش مهمتر محسوب می شود در حالیکه برای فرد دوم آزادی های فردی و اختیار عمل برای اشخاص، ارزش مهمتری محسوب می شود.

  • وحید سهرابی فر

مقاله "نگاهی انتقادی به نظریه عقلانیت و معنویت" از بنده و حجه الاسلام و المسلمین دکتر هادی صادقی، در شماره 70 نشریه علمی پژوهشی  قبسات ISC منتشر شد.

مسئولیت محتوای مقاله فوق، بر عهده بنده است.

  • وحید سهرابی فر

 مقاله "تحلیل نظریه عقلانیت و معنویت" در شماره دوم فصل نامه پژوهش های ادیانی(نشریه تخصصی پژوهشکده ادیان و مذاهب) منتشر شد.

این مقاله برگرفته از پایان نامه کارشناسی ارشد بنده است و از همین رو به همراه استاد راهنما، حجه الاسلام و المسلمین دکتر هادی صادقی، منتشر شده است. با این حال همان طور که در نشریه درج شده است، مسئولیت مطالب آن بر عهده بنده است.


  • وحید سهرابی فر

 

استاد مصطفی ملکیان از حدود سال1379 نظریه­ای را تحت عنوان عقلانیت و معنویت طرح کرده است. این نظریه دو مدعای اصلی دارد: 1) عدم سازگاری دین سنتی(دینداری سنتی) و تجدد(ملکیان، 1388، ص268) (همو، 1390، ص364)  2) ارائه رویکردی که می تواند منجر به کاهش رنج بشر ­شود، رویکردی که در آن از دین نیز استفاده می­شود. ملکیان این رویکرد را معنویت می­نامد. مدعای نخست نظریه مبتنی بر شش دلیل است که مهمترین آنها تنافی و ناسازگاری عقلانیت و تعبد است[2]. در این نوشته سعی دارم گامی در جهت حل این تعارض بردارم و نشان دهم که با استناد به رویکرد نظریه، می توان همزمان متدین به دین سنتی بود و نیز عقلانی عمل کرد. نتیجه این بحث، ما را در بحث امکان روشنفکری دینی نیز یاری خواهد کرد.

از نظر ملکیان، گوهر تجدد عقلانیت است. به عبارت دیگر، عقلانیت به معنای استدلال­گرایی، یکی از ویژگی­های اجتناب­ناپذیر تجدد است. از سوی دیگر تعبد نیز یکی از ویژگی­های اجتناب­ناپذیر دینداری سنتی است. در یک تعریف کوتاه می­توان عقلانیت را به این معنا دانست که هر باوری به میزانی مورد توجه است که دلایل قابل دفاعی داشته باشد و میزان پذیرش یک باور تابعی از میزان اتقان دلیل آن است. از سوی دیگر، تعبد از نگاه ملکیان به معنای آن است که باوری را صرفا به جهت اینکه فردی خاص بیان کرده است، بپذیریم و دلیلی برای آن نداشته باشیم. از نگاه ملکیان، از آنجا که در دین سنتی، هر متدین باید نسبت به آموزه­های متن مقدس و نیز بنیانگذار دین، متعبد باشد و به صرف بیان یک گزاره از سوی آنها(حتی بدون ارائه دلیل)، آن مطلب را بپذیرید، انسان مدرن که انسانی بینه جو است، نمی­تواند دیندار باشد. (همو، 1388، ص274ـ275). 

  • وحید سهرابی فر


در دنیای علم و دانش، می توان سه گروه را فرض کرد. گروه نظریه پردازان، گروه شارحان و در نهایت گروه ناقلان(1). این تقسیم بندی اولیه، می تواند در فهم بهتر فضای علمی و نیز جایگاه هر فرد در آن، به ما کمک کند.

همان طور که از اسامی مشخص است، گروه نظریه پرداز، در بالاترین سطح قرار دارد، این گروه مرزهای دانش را گسترش می دهد و پرده از نادانی ها بر می دارد. نظریات جدید ارائه می کند و یا اینکه به نقد نظریات پیشینیان می پردازد.

شارحان افرادی هستند که اگرچه نوآوری قابل توجهی در عرصه علم و دانش ندارد ولی آراء و نظریات علمی را به خوبی می دانند و فهم عمیقی از آنها دارند و می توانند با شرح و بسط آنها، این نظریات را به دیگران نیز بیاموزند.

گروه آخر، گروهی است که ناقلان آراء و اندیشه ها محسوب می شود. این گروه نه نظریه پرداز است و نه شارح اندیشه های علمی دیگران بلکه تنها به نقل شنیده های خود می پردازد. این نقل قول معمولا عاری از هر گونه تامل و ژرف اندیشی است و بیشتر متاثر از بزرگی و شهرت اسم هایی است که دیدگاه های علمی به آنها تعلق دارد. این گروه در فرایند مواجه خود با مباحث علمی، هیچ امر اصیلی از خود ندارد، نه نگاهی انتقادی دارد و نه شرحی و بسطی نسبت به مسئله علمی ارائه می کند.

به نظر می رسد، تنها کسانی را می توان حقیقتا عضوی از جامعه علمی به حساب آورد که در یکی از دو گروه نخست هستند و یا اینکه در تلاش اند که به یکی از این دو جایگاه نائل شوند. متاسفانه گروه سوم، سهمی از جهان علم و دانش ندارد و همواره به مانند ظرفی می ماند که باید از بیرون آبی بر آنها ریخته شود و هیچگاه چشمه درون آنها نمی جوشد و سخن نویی از آنها نمی تراود.

یکی از آفاتی که در فضاهای علمی دیده می شود، پیوستن به گروه سوم است، آنجا که فرد به جای "اندیشیدن"، به تکرار "اندیشه ها" می پردازد و به جای "فهم" به "حفظ" روی می آورد. یکی از عوامل این خود فراموشی، شیفتگی علمی است. موضوعی که سعی کردم در نوشته قبلی، به آن اشاره ای داشته باشم. یکی دیگر از عوامل آن، نظام آموزشی ناکارآمد ماست که در آن فردی که دارای بیشترین محفوظات است، همواره موفق تر است و به خلاقیت و نوآوری دانش آموزان/ دانش جویان، چندان بها داده نمی شود. اولین قدم در حل این مشکل، آگاهی نسبت به اصل وجود مشکل است. از این رو هنگامی که فرد بداند که در گروه سوم قرار دارد و نیز بر معایب آن و عاریتی بودن آن، پی ببرد و سعی در یافتن راه خویش در جهان علم کند، می توان به رفع این مشکل امیدوار بود.

                                                                                     

                      

 

 

1 طبیعتا ممکن است که افرادی پیدا بشوند که هم نظریه پرداز باشند و هم شارح آراء دیگران، این مسئله نقضی بر این مطلب نیست زیرا هدف از این تقسیم بندی، بیان شانی است که یک فرد در فضای علمی می تواند داشته باشد و طبیعی است که یک فرد می تواند در شرایط مختلف، نقش های متفاوتی داشته باشد. هدف از این تقسیم بندی، بررسی این شان ها و این نقش هاست.

  • وحید سهرابی فر

شیفتگی علمی

۲۲
بهمن

اندیشمندان بزرگ، معمولا با نقد پیشنیان خود پا به عرصه علم و دانش می گذارند و با ارائه طرحی نو و سخنی جدید، نگاه ها را به خود جلب می کنند. در این مرحله، اندیشمندان به آزادی رای، اتقان دلایل یک مدعا و مباحثه به جای خطابه، تاکید می کنند. اما سنتی نانوشته وجود دارد که طبق آن، بسیاری از همین اندیشمندان پس از آنکه به جایگاه تثبیت شده ای در عالم دانش می رسند، مانند گذشته به این امور التزام ندارند و گاه مطالبی بیان می کنند که مستند به دلیلی نیست (و یا اینکه، در حالت خوش بینانه، دلیلی برای آن ارائه نمی کنند).

در این فضا اتفاقی ناگوار رخ می دهد، که هدف این نوشته، پرداختن به آن است. گاهی مدعیاتی از سوی فردی اندیشمند مطرح می شود، فردی که اساسا شهرت او به استدلال گرایی و مباحث علمی اوست و مخاطبان و علاقه مندان مباحث علمی، آن سخن را به عنوان سخنی که "فلانی" گفته است، می پذیرند. این در حالی است که اگر ما بخواهیم از آن اندیشمند استدلال گرا تنها یک نکته بیاموزیم، آن نکته می تواند این باشد که تفکر انتقادی داشته باشیم و با هر مطلبی به نحو انتقادی مواجهه پیدا کنیم. بسیار دیده شده است که دانش پژوهان، مطالبی را تنها به دلیل اینکه "فلانی"  گفته است، می پذیرد، مدعایی که گاهی مستند به هیچ دلیلی نیست و اگر هم مستند به دلیلی باشد، لازمه دانش پژوهی، نگاه نقدانه و بررسی دلایل یک مدعا است. این شیفتگی علمی که در فضای علمی (حوزه و دانشگاه) وجود دارد، مانع بزرگی در برابر پیشرفت علم است.

باید پذیرفت که امروزه یک نفر نمی تواند در تمام زمینه ها، نظر علمی بدهد و دوران علامگی مدت هاست که به سر آمده است. باید دانست که از هر فردی در حیطه ای که تخصص دارد، استفاده کنیم و صرف اینکه به منش علمی و یا سلوک اخلاقی فردی، علاقه مند هستیم باعث نشود که سخنان او در بابی که در آن تخصص ندارد را نیز بپذیریم. هیچ دلیلی وجود ندارد که فردی که در فلسفه اسلامی، فرد صاحب نظری است، در روانشناسی نیز، دیدگاه علمی مورد اعتنایی داشته باشد. هم چنین فردی که متخصص فلسفه اسلامی است ولی تحقیقات او بیشتر در مورد ملاصدرا بوده است، اعتبار نظرات او در مورد ملاصدرا با نظرات او در مورد ابن سینا، نیز یکسان نیست.

  • وحید سهرابی فر